البته در مطالعه ی تاریخ موسیقی هر کشور تقسیمات مذکور قابل تغییر است . مثلاً موسیقی ایران در مدت سیزده قرن دوره اسلامی تغییر فاحشی نکرده و شاید ما بتوانیم موسیقی خود را به سه دوره تقسیم کنیم.‏
موسیقی قبل از اسلام – بعد از اسلام – موسیقی معاصر ‏
موسیقی یک صوتی :‏
این موسیقی فقط از لغات تشکیل می شود و علم هم آهنگی در آن دخالت ندارد . موسیقی تمام ملل قدیم و موسیقی ده قرن اول میلادی اروپا از این قسم است . در این قسم نغمه های شیرین و جذاب زیاد پیدا می شود و هنر، تنها درلباس نغمات جلوه می کند . این موسیقی از نظر علمی بسیار ساده و در عین حال دل انگیز ودلرباست .‏
موسیقی صوتی :‏
این موسیقی نقطه بوسیله صوت انسان اجراء می شود در صورتی که صداها با هم رابطه و تناسبی مطابق قواعد علم هم آهنگی داشته باشند . اولین نمونه ی موسیقی چند صوتی درده قرن پیش اروپا پیدا شد و رفته رفته ترقی کرد تا امروز موسیقی ارکستر را تشکیل داده اشت. بهترین نمونه موسیقی چن صوتی ارکستر سمفونی است که از چند دسته از آلات موسیقی (چوبی،مسی ، ضربی و زهی)تشکیل می شود.‏
موسیقی سازی :‏
این موسیقی به خلاف موسیقی صوتیتنها برای آلات مختلف موسیقی است و شک نیست که وسعت آن بیش از موسیقی صوتی است. زیرا وسعت صوت انسان نسبت به آلات موسیقی محدودتر است و این موسیقی نیز ممکن است یک صدایی یا چند صدایی باشد. ‏
موسیقی نظامی :‏
این موسیقی برای تحریک احساسات میهن پرستی و ایجاد شجاعت درست شده و به خصوص در موسیقی نظامی سازهایی به کار می برند که صدایشان بلندو رسا و مهیب وبا وقار و باشکوه و شاد و بشاش و نشاط آور است.‏
موسیقی نظامی به حدیدر تحریک حس شجاعت وشهامت دلاوران جنگی دخالت دارد که در اسلام با وجود تحریم موسیقی، در مواقع جنگ موسیقی مخصوصی بوده و طبل و شیپور در هنگام نبرد به کار میرفته است.‏
موسیقی روحانی :‏
این موسیقی برای تزکیه نفس و ایجاد حس شفت و مهربانی و بشر دوستی وخداپرستی درست شده و در کلیساهای بزرگ وظیفه ی مهم آن به عهده اُرگ بزرگ است که به تنهایی کار تمام آلات مختلف موسیقی را انجام می دهد . اغلب در این نوع موسیقی سرا به هم به کار می رود . این موسیقی از اصوات طولانی و کشیده تشکیل می شود و با صداهای باوقار ونجیب و پخته انجام می گیرد. و در شنوندگان تاثیر خاصی دارد . در قدیم موسیقی مذهبی ما منحصر به تعزیه خوانی و روضه خوانی بوده که مظالم بنی امید بخصوص یزید و کارکنان او را آشکار میساخته و از مظلومیت خاندان پیغمبر (ص)و ایمان کامل آنها حکایت می کرده ، نمونه این موسیقی هنوز هم در نوحه خوانی ایام عزاداری شنیده می شود.‏
موسیقی ضربی :‏
این قسم موسیقی دارای وزن و ضرب معین است. موسیقی رقص ومارشهای نظامی نیز از این قبیل است. موسیقی ضربی طبعاً مهیج و متحرک است . چنانچه در موقع نواختن یک رنگ یا یک مارش هر شنونده ای طبعاً به حرکت در می آید.این موسیقی یسیار بشاش و فرح آور است بطوریکه هر افسرده ای از شنیدن آنها شاد می شود. ‏
نقطه ی مقابل موسیقی ضربی ، موسیقی بی ضرب است و بهترین نمونه ی آن آوازهای ایرانی است و این قسم موسیقی اغلب عارفانه و شاعرانه وتفکرآمیز است وانسان در مقابل آن به فکر فرو رفته و از آن یک لذت خاصی می برد .‏
موسیقی نمایشی :‏
این موسیقی توصیف حالات زندگانی است از قبیل نشاط و خرمی دوره جوانی و ضعف و ناتوانی زمان پیری و غم و تاثر دوران فراق و دوری عاشق و لذت و کامرانی ایاموصال و صلح و صفا و جنگ و نزاع و گاه در وصف مناظره طبیعت ومقایسه فصول سال و زیبایی و طراوت بهار و غیره است . این موسیقی همیشه با نمایش مناظر طبیعی زندگی همراست و محل آن در نمایش و سینما و اوپرا است .‏
این موسیقی را می توان موسیقی توصیفی نامید زیرا هر چه در صحنه نمایش واقع می شود ، وصف می کند اگر عاشقی از سوز هجران می نالد ، موسیقی بااو هم آهنگ شده و درد و سوز درون او را نشان می دهد. اگر مظلومی در تحت شکنجه ی ظالمی جان می سپارد ، موسیقی هم نتیجه ی شقاوت و ظلم را نشان می دهد و آه های جانگداز مظلوم بیچاره را سوزان ادا می کند ، که هر کسی دارای قلب حساسی است ، بدون اینکه اشکی نثار کند از نمایش خارج نمی شود.‏
ن ی آن ی